از اهنگدار دنیا من فقط خودمو داشتم

نتایج جستجو برای عبارت :

از اهنگدار دنیا من فقط خودمو داشتم

عاقا شده شمام از خوندن پستای خودتون خندتون بگیره یا از علایم دیوونه  شدنمه؟؟؟خداییش بعضی پستای خودمو میخونم(نخندین عاقا من حال میکنم از ادبیات نوشتاریم خخخخ اصن خودشیفته ام محض ریا) خیلی حال میکنم میخندم مخصوصا با ماجراهای نی نی جانم و مخصوصن تر که حرکاتش رو دوباره تصور میکنم خیلی حال میکنمیه چیزی هم بگم بخندین گاهی نمیدونم معزم قفل میکنه یه حرکت خنده دار تر هم شده بزنم!!!!مثلا لینک وب خودمو تو وب یکی دیگه کلیک میکنم ببینم پست جدید چی نوش
عاقا شده شمام از خوندن پستای خودتون خندتون بگیره یا از علایم دیوونه  شدنمه؟؟؟خداییش بعضی پستای خودمو میخونم(نخندین عاقا من حال میکنم از ادبیات نوشتاریم خخخخ اصن خودشیفته ام محض ریا) خیلی حال میکنم میخندم مخصوصا با ماجراهای نی نی جانم و مخصوصن تر که حرکاتش رو دوباره تصور میکنم خیلی حال میکنمیه چیزی هم بگم بخندین گاهی نمیدونم معزم قفل میکنه یه حرکت خنده دار تر هم شده بزنم!!!!مثلا لینک وب خودمو تو وب یکی دیگه کلیک میکنم ببینم پست جدید چی نوش
عاقا شده شمام از خوندن پستای خودتون خندتون بگیره یا از علایم دیوونه  شدنمه؟؟؟خداییش بعضی پستای خودمو میخونم(نخندین عاقا من حال میکنم از ادبیات نوشتاریم خخخخ اصن خودشیفته ام محض ریا) خیلی حال میکنم میخندم مخصوصا با ماجراهای نی نی جانم و مخصوصن تر که حرکاتش رو دوباره تصور میکنم خیلی حال میکنمیه چیزی هم بگم بخندین گاهی نمیدونم معزم قفل میکنه یه حرکت خنده دار تر هم شده بزنم!!!!مثلا لینک وب خودمو تو وب یکی دیگه کلیک میکنم ببینم پست جدید چی نوش
هفته پیش سالگرد عقدمون بود فیلمشو خیلی دوست دارم بزارم ولی نمیدونم اینجا جاش هست یا نه؟!ولی یه عکس ازش دارم که خیلی خوشم اومده ازش یه جورایی دلم میره واسه خودم تو این عکس ایدین پیشنهاد کرد به عنوان خاطره یه حرفی بزنیم تا تو فیلم ثبت شه بی آمادگی یه چیزایی من گفتم و یه چیزایی هم محسناین عکس از رو فیلم گرفته شده وقتیه که محسن بهم گفت: "خیلی خوشحالم که شقایق خانم عشق قشنگمو پیدا کردم"و من بدون اینکه فکر کنم تو فیلم چجوری میوفتم از ته دل ذوق ک
هفته پیش سالگرد عقدمون بود فیلمشو خیلی دوست دارم بزارم ولی نمیدونم اینجا جاش هست یا نه؟!ولی یه عکس ازش دارم که خیلی خوشم اومده ازش یه جورایی دلم میره واسه خودم تو این عکس ایدین پیشنهاد کرد به عنوان خاطره یه حرفی بزنیم تا تو فیلم ثبت شه بی آمادگی یه چیزایی من گفتم و یه چیزایی هم محسناین عکس از رو فیلم گرفته شده وقتیه که محسن بهم گفت: "خیلی خوشحالم که شقایق خانم عشق قشنگمو پیدا کردم"و من بدون اینکه فکر کنم تو فیلم چجوری میوفتم از ته دل ذوق ک
هفته پیش سالگرد عقدمون بود فیلمشو خیلی دوست دارم بزارم ولی نمیدونم اینجا جاش هست یا نه؟!ولی یه عکس ازش دارم که خیلی خوشم اومده ازش یه جورایی دلم میره واسه خودم تو این عکس ایدین پیشنهاد کرد به عنوان خاطره یه حرفی بزنیم تا تو فیلم ثبت شه بی آمادگی یه چیزایی من گفتم و یه چیزایی هم محسناین عکس از رو فیلم گرفته شده وقتیه که محسن بهم گفت: "خیلی خوشحالم که شقایق خانم عشق قشنگمو پیدا کردم"و من بدون اینکه فکر کنم تو فیلم چجوری میوفتم از ته دل ذوق ک
هفته پیش سالگرد عقدمون بود فیلمشو خیلی دوست دارم بزارم ولی نمیدونم اینجا جاش هست یا نه؟!ولی یه عکس ازش دارم که خیلی خوشم اومده ازش یه جورایی دلم میره واسه خودم تو این عکس ایدین پیشنهاد کرد به عنوان خاطره یه حرفی بزنیم تا تو فیلم ثبت شه بی آمادگی یه چیزایی من گفتم و یه چیزایی هم محسناین عکس از رو فیلم گرفته شده وقتیه که محسن بهم گفت: "خیلی خوشحالم که شقایق خانم عشق قشنگمو پیدا کردم"و من بدون اینکه فکر کنم تو فیلم چجوری میوفتم از ته دل ذوق ک
هفته پیش سالگرد عقدمون بود فیلمشو خیلی دوست دارم بزارم ولی نمیدونم اینجا جاش هست یا نه؟!ولی یه عکس ازش دارم که خیلی خوشم اومده ازش یه جورایی دلم میره واسه خودم تو این عکس ایدین پیشنهاد کرد به عنوان خاطره یه حرفی بزنیم تا تو فیلم ثبت شه بی آمادگی یه چیزایی من گفتم و یه چیزایی هم محسناین عکس از رو فیلم گرفته شده وقتیه که محسن بهم گفت: "خیلی خوشحالم که شقایق خانم عشق قشنگمو پیدا کردم"و من بدون اینکه فکر کنم تو فیلم چجوری میوفتم از ته دل ذوق ک
هنوز فراز و فرود دارمنمیدونم چیکارکنمدوست دارم تغییر کنم. رشد کنم ولی انگار نمیخوام سختیشو بکشمولی من آدم معمولی زندگی کردن نیستممن پر از رویامپر از خواستهپس مسیرم ادامه میدم من برای اینجام برای اینکار برای این تیم ومجموعه من برا ثروتمند شدن خلق شدمپس ناامید نمیشم و ترسهامم میذارم کنارمن تصمیم میگیرم که تغییر کنم برای آینده ای که لیاقتشو دارم وهمیشه تصورش میکنماز امروز خودمو روی  چشم اندازهام کوک میکنم
هنوز فراز و فرود دارمنمیدونم چیکارکنمدوست دارم تغییر کنم. رشد کنم ولی انگار نمیخوام سختیشو بکشمولی من آدم معمولی زندگی کردن نیستممن پر از رویامپر از خواستهپس مسیرم ادامه میدم من برای اینجام برای اینکار برای این تیم ومجموعه من برا ثروتمند شدن خلق شدمپس ناامید نمیشم و ترسهامم میذارم کنارمن تصمیم میگیرم که تغییر کنم برای آینده ای که لیاقتشو دارم وهمیشه تصورش میکنماز امروز خودمو روی  چشم اندازهام کوک میکنم
کار که تمام شد ، وسایلم را برداشتم و حرکت کردم. آنچه بیش از همه سعی داشتم فراموش نکنم ، تخم مرغ هایی بود که می خواست برای نیما ببرم تا « خاگِ مُشتکی » درست کند که درست هم کرد و مثل همیشه خوش مزه بود و با دوستان نشستیم و خوردیم. شب کتاب هایم را جمع و جور کردم تا صبح روز هفدهم به برازجان بروم که رفتم و به موقع رسیدم .  اول قاسم شجاعی را دیدم و کتاب هایی که برایم آورده بود و بعد هم آقای محمدی را . بعد به بانک هم سری زدم که از وام خبری نبود. ظهر هم
کار که تمام شد ، وسایلم را برداشتم و حرکت کردم. آنچه بیش از همه سعی داشتم فراموش نکنم ، تخم مرغ هایی بود که می خواست برای نیما ببرم تا « خاگِ مُشتکی » درست کند که درست هم کرد و مثل همیشه خوش مزه بود و با دوستان نشستیم و خوردیم. شب کتاب هایم را جمع و جور کردم تا صبح روز هفدهم به برازجان بروم که رفتم و به موقع رسیدم .  اول قاسم شجاعی را دیدم و کتاب هایی که برایم آورده بود و بعد هم آقای محمدی را . بعد به بانک هم سری زدم که از وام خبری نبود. ظهر هم
کار که تمام شد ، وسایلم را برداشتم و حرکت کردم. آنچه بیش از همه سعی داشتم فراموش نکنم ، تخم مرغ هایی بود که می خواست برای نیما ببرم تا « خاگِ مُشتکی » درست کند که درست هم کرد و مثل همیشه خوش مزه بود و با دوستان نشستیم و خوردیم. شب کتاب هایم را جمع و جور کردم تا صبح روز هفدهم به برازجان بروم که رفتم و به موقع رسیدم .  اول قاسم شجاعی را دیدم و کتاب هایی که برایم آورده بود و بعد هم آقای محمدی را . بعد به بانک هم سری زدم که از وام خبری نبود. ظهر هم
کار که تمام شد ، وسایلم را برداشتم و حرکت کردم. آنچه بیش از همه سعی داشتم فراموش نکنم ، تخم مرغ هایی بود که می خواست برای نیما ببرم تا « خاگِ مُشتکی » درست کند که درست هم کرد و مثل همیشه خوش مزه بود و با دوستان نشستیم و خوردیم. شب کتاب هایم را جمع و جور کردم تا صبح روز هفدهم به برازجان بروم که رفتم و به موقع رسیدم .  اول قاسم شجاعی را دیدم و کتاب هایی که برایم آورده بود و بعد هم آقای محمدی را . بعد به بانک هم سری زدم که از وام خبری نبود. ظهر هم
کار که تمام شد ، وسایلم را برداشتم و حرکت کردم. آنچه بیش از همه سعی داشتم فراموش نکنم ، تخم مرغ هایی بود که می خواست برای نیما ببرم تا « خاگِ مُشتکی » درست کند که درست هم کرد و مثل همیشه خوش مزه بود و با دوستان نشستیم و خوردیم. شب کتاب هایم را جمع و جور کردم تا صبح روز هفدهم به برازجان بروم که رفتم و به موقع رسیدم .  اول قاسم شجاعی را دیدم و کتاب هایی که برایم آورده بود و بعد هم آقای محمدی را . بعد به بانک هم سری زدم که از وام خبری نبود. ظهر هم
کار که تمام شد ، وسایلم را برداشتم و حرکت کردم. آنچه بیش از همه سعی داشتم فراموش نکنم ، تخم مرغ هایی بود که می خواست برای نیما ببرم تا « خاگِ مُشتکی » درست کند که درست هم کرد و مثل همیشه خوش مزه بود و با دوستان نشستیم و خوردیم. شب کتاب هایم را جمع و جور کردم تا صبح روز هفدهم به برازجان بروم که رفتم و به موقع رسیدم .  اول قاسم شجاعی را دیدم و کتاب هایی که برایم آورده بود و بعد هم آقای محمدی را . بعد به بانک هم سری زدم که از وام خبری نبود. ظهر هم
کنکور ۹۹ حواشی زیادی داشت که نمیخوام صحبت کنم راجع بش فعلا اما فاصله گزاری و پروتکل های بهداشتی اونطور که وعده داده شده بود رعایت نشده بود و در کنکور ارشد ۱۷ نفر در آخرین آماری که دارم در یک حوزه مبتلا شده بودنفردا مدارس باز میشه من دیگه مدرسه ای نیستم ولی نگران کودکان سرزمینم هستم شاید جایگزینی بهتری برای آموزش وجود نداشته باشه . مثلا برنامه شاد که فقط به درد خودشون میخورد من قبلا داشتم و هیچ دردی نخورد بعد هم همه که به شاد و گوشی هوشمند دست
کنکور ۹۹ حواشی زیادی داشت که نمیخوام صحبت کنم راجع بش فعلا اما فاصله گزاری و پروتکل های بهداشتی اونطور که وعده داده شده بود رعایت نشده بود و در کنکور ارشد ۱۷ نفر در آخرین آماری که دارم در یک حوزه مبتلا شده بودنفردا مدارس باز میشه من دیگه مدرسه ای نیستم ولی نگران کودکان سرزمینم هستم شاید جایگزینی بهتری برای آموزش وجود نداشته باشه . مثلا برنامه شاد که فقط به درد خودشون میخورد من قبلا داشتم و هیچ دردی نخورد بعد هم همه که به شاد و گوشی هوشمند دست
کنکور ۹۹ حواشی زیادی داشت که نمیخوام صحبت کنم راجع بش فعلا اما فاصله گزاری و پروتکل های بهداشتی اونطور که وعده داده شده بود رعایت نشده بود و در کنکور ارشد ۱۷ نفر در آخرین آماری که دارم در یک حوزه مبتلا شده بودنفردا مدارس باز میشه من دیگه مدرسه ای نیستم ولی نگران کودکان سرزمینم هستم شاید جایگزینی بهتری برای آموزش وجود نداشته باشه . مثلا برنامه شاد که فقط به درد خودشون میخورد من قبلا داشتم و هیچ دردی نخورد بعد هم همه که به شاد و گوشی هوشمند دست
بسم اللهسلاماین روزها سریع به هم میریزم.زیاد حوصله سروصدا ندارم.اما.شرایط خیلی عالی تر شده.من اینده پرتلاطمی رو خواهم داشت.از همین الان میدونم.دوباره شادتر شدم.امیدوار تر شدم.دارم ب خودم اجازه میدم ب شروع دوباره فکر کنم.من یاد گرفتم اون من گذشته دیگه شکسته.اون من تغییر کرد.باید این من جدید رو خودم بسازم.نمیتونم این خواسته رو داشته باشم ک عادات اون من هنوزم در من باشن.اعتقادات اون من،اعتقادات خوبی بود.اما اونا از اعتقاد تبدیل به عادت شده بو
بسم اللهسلاماین روزها سریع به هم میریزم.زیاد حوصله سروصدا ندارم.اما.شرایط خیلی عالی تر شده.من اینده پرتلاطمی رو خواهم داشت.از همین الان میدونم.دوباره شادتر شدم.امیدوار تر شدم.دارم ب خودم اجازه میدم ب شروع دوباره فکر کنم.من یاد گرفتم اون من گذشته دیگه شکسته.اون من تغییر کرد.باید این من جدید رو خودم بسازم.نمیتونم این خواسته رو داشته باشم ک عادات اون من هنوزم در من باشن.اعتقادات اون من،اعتقادات خوبی بود.اما اونا از اعتقاد تبدیل به عادت شده بو
بسم اللهسلاماین روزها سریع به هم میریزم.زیاد حوصله سروصدا ندارم.اما.شرایط خیلی عالی تر شده.من اینده پرتلاطمی رو خواهم داشت.از همین الان میدونم.دوباره شادتر شدم.امیدوار تر شدم.دارم ب خودم اجازه میدم ب شروع دوباره فکر کنم.من یاد گرفتم اون من گذشته دیگه شکسته.اون من تغییر کرد.باید این من جدید رو خودم بسازم.نمیتونم این خواسته رو داشته باشم ک عادات اون من هنوزم در من باشن.اعتقادات اون من،اعتقادات خوبی بود.اما اونا از اعتقاد تبدیل به عادت شده بو
فرصت زیادی برای فکر کردن، کتاب خوندن و ریل ندارم بنابراین دستم به نوشتن نمیره و کمتر مطالبی به ذهنم میرسه که به نظر خودم ارزش نوشتن داشته باشه و اینکه تایپ کردن تو موبایل رو دوست ندارم و در حال حاضر دسترسی به سیستم کامل ندارمفعلا سرم گرم چیزایی هست که باید بین اونا و خودم تعادل ایجاد کنم و بلد نیستم چرا انقدر مبهم حرف میزنم؟اینجا مال منه و من باید بنویسمپس بزارین رک باشم حس میکنم تو همسر داری کم کاری میکنم و حق همسری رو به جا نمیا
فرصت زیادی برای فکر کردن، کتاب خوندن و ریل ندارم بنابراین دستم به نوشتن نمیره و کمتر مطالبی به ذهنم میرسه که به نظر خودم ارزش نوشتن داشته باشه و اینکه تایپ کردن تو موبایل رو دوست ندارم و در حال حاضر دسترسی به سیستم کامل ندارمفعلا سرم گرم چیزایی هست که باید بین اونا و خودم تعادل ایجاد کنم و بلد نیستم چرا انقدر مبهم حرف میزنم؟اینجا مال منه و من باید بنویسمپس بزارین رک باشم حس میکنم تو همسر داری کم کاری میکنم و حق همسری رو به جا نمیا
فرصت زیادی برای فکر کردن، کتاب خوندن و ریل ندارم بنابراین دستم به نوشتن نمیره و کمتر مطالبی به ذهنم میرسه که به نظر خودم ارزش نوشتن داشته باشه و اینکه تایپ کردن تو موبایل رو دوست ندارم و در حال حاضر دسترسی به سیستم کامل ندارمفعلا سرم گرم چیزایی هست که باید بین اونا و خودم تعادل ایجاد کنم و بلد نیستم چرا انقدر مبهم حرف میزنم؟اینجا مال منه و من باید بنویسمپس بزارین رک باشم حس میکنم تو همسر داری کم کاری میکنم و حق همسری رو به جا نمیا
فرصت زیادی برای فکر کردن، کتاب خوندن و ریل ندارم بنابراین دستم به نوشتن نمیره و کمتر مطالبی به ذهنم میرسه که به نظر خودم ارزش نوشتن داشته باشه و اینکه تایپ کردن تو موبایل رو دوست ندارم و در حال حاضر دسترسی به سیستم کامل ندارمفعلا سرم گرم چیزایی هست که باید بین اونا و خودم تعادل ایجاد کنم و بلد نیستم چرا انقدر مبهم حرف میزنم؟اینجا مال منه و من باید بنویسمپس بزارین رک باشم حس میکنم تو همسر داری کم کاری میکنم و حق همسری رو به جا نمیا
فرصت زیادی برای فکر کردن، کتاب خوندن و ریل ندارم بنابراین دستم به نوشتن نمیره و کمتر مطالبی به ذهنم میرسه که به نظر خودم ارزش نوشتن داشته باشه و اینکه تایپ کردن تو موبایل رو دوست ندارم و در حال حاضر دسترسی به سیستم کامل ندارمفعلا سرم گرم چیزایی هست که باید بین اونا و خودم تعادل ایجاد کنم و بلد نیستم چرا انقدر مبهم حرف میزنم؟اینجا مال منه و من باید بنویسمپس بزارین رک باشم حس میکنم تو همسر داری کم کاری میکنم و حق همسری رو به جا نمیا
مبارز(1)دیشب به هر سختی بود برناممو تقریبا تموم کردمگفتم دیگه امشب زود برم خونه،ولی قرار بود برامون مهمون بیادبدم نیومد گفتم خوبه ببینم کسیو حال و هوام عوض بشه،بگذریمدیگه دیر وقت شده بود و‌رفته بودن، خسته بودم و خوابم میومدولی میگشتم توی نت ، میگشتم و‌میگشتم .یکی لایو گذاشته بود دور دور ، یکی دلش گرفته بود استوری گذاشته بود،یکی اونقدر خوشحال بود که خوابش نمیبرد.ساعت از2 گذشته بود، داشتم فکر میکردمبهدچند سال بعد خودم!به اینکه اگه حسر
مبارز(1)دیشب به هر سختی بود برناممو تقریبا تموم کردمگفتم دیگه امشب زود برم خونه،ولی قرار بود برامون مهمون بیادبدم نیومد گفتم خوبه ببینم کسیو حال و هوام عوض بشه،بگذریمدیگه دیر وقت شده بود و‌رفته بودن، خسته بودم و خوابم میومدولی میگشتم توی نت ، میگشتم و‌میگشتم .یکی لایو گذاشته بود دور دور ، یکی دلش گرفته بود استوری گذاشته بود،یکی اونقدر خوشحال بود که خوابش نمیبرد.ساعت از2 گذشته بود، داشتم فکر میکردمبهدچند سال بعد خودم!به اینکه اگه حسر
داشتم یه سریال کره ای میدیدم که یه چهره توی سریال خیلی آشنا بود برام. خیلیییییی آشناخلاصه بعد نیم ساعت فسفور سوزوندن با عشق بچگی‌ام مواجه شدم و فهمیدم که سوپر جونیوره کلا فراموشش کرده بودم وقتی دیدمش کل خاطره ها و خیالام اومد جلو چشام . انقد ذوق کردم که نگو وای حالم خیلی خوب شدامیدوارم شما هم صحنه های قشنگ فراموش شده زندگیتون ، از آلبوم خاک خورده گوشه ذهنتون بیاد جلو چشماتون و حالتون خوب شه همینقدر کوچیک ، همینقدر  جادویی
داشتم یه سریال کره ای میدیدم که یه چهره توی سریال خیلی آشنا بود برام. خیلیییییی آشناخلاصه بعد نیم ساعت فسفور سوزوندن با عشق بچگی‌ام مواجه شدم و فهمیدم که سوپر جونیوره کلا فراموشش کرده بودم وقتی دیدمش کل خاطره ها و خیالام اومد جلو چشام . انقد ذوق کردم که نگو وای حالم خیلی خوب شدامیدوارم شما هم صحنه های قشنگ فراموش شده زندگیتون ، از آلبوم خاک خورده گوشه ذهنتون بیاد جلو چشماتون و حالتون خوب شه همینقدر کوچیک ، همینقدر  جادویی
داشتم یه سریال کره ای میدیدم که یه چهره توی سریال خیلی آشنا بود برام. خیلیییییی آشناخلاصه بعد نیم ساعت فسفور سوزوندن با عشق بچگی‌ام مواجه شدم و فهمیدم که سوپر جونیوره کلا فراموشش کرده بودم وقتی دیدمش کل خاطره ها و خیالام اومد جلو چشام . انقد ذوق کردم که نگو وای حالم خیلی خوب شدامیدوارم شما هم صحنه های قشنگ فراموش شده زندگیتون ، از آلبوم خاک خورده گوشه ذهنتون بیاد جلو چشماتون و حالتون خوب شه همینقدر کوچیک ، همینقدر  جادویی
داشتم یه سریال کره ای میدیدم که یه چهره توی سریال خیلی آشنا بود برام. خیلیییییی آشناخلاصه بعد نیم ساعت فسفور سوزوندن با عشق بچگی‌ام مواجه شدم و فهمیدم که سوپر جونیوره کلا فراموشش کرده بودم وقتی دیدمش کل خاطره ها و خیالام اومد جلو چشام . انقد ذوق کردم که نگو وای حالم خیلی خوب شدامیدوارم شما هم صحنه های قشنگ فراموش شده زندگیتون ، از آلبوم خاک خورده گوشه ذهنتون بیاد جلو چشماتون و حالتون خوب شه همینقدر کوچیک ، همینقدر  جادویی
داشتم یه سریال کره ای میدیدم که یه چهره توی سریال خیلی آشنا بود برام. خیلیییییی آشناخلاصه بعد نیم ساعت فسفور سوزوندن با عشق بچگی‌ام مواجه شدم و فهمیدم که سوپر جونیوره کلا فراموشش کرده بودم وقتی دیدمش کل خاطره ها و خیالام اومد جلو چشام . انقد ذوق کردم که نگو وای حالم خیلی خوب شدامیدوارم شما هم صحنه های قشنگ فراموش شده زندگیتون ، از آلبوم خاک خورده گوشه ذهنتون بیاد جلو چشماتون و حالتون خوب شه همینقدر کوچیک ، همینقدر  جادویی
داشتم یه سریال کره ای میدیدم که یه چهره توی سریال خیلی آشنا بود برام. خیلیییییی آشناخلاصه بعد نیم ساعت فسفور سوزوندن با عشق بچگی‌ام مواجه شدم و فهمیدم که سوپر جونیوره کلا فراموشش کرده بودم وقتی دیدمش کل خاطره ها و خیالام اومد جلو چشام . انقد ذوق کردم که نگو وای حالم خیلی خوب شدامیدوارم شما هم صحنه های قشنگ فراموش شده زندگیتون ، از آلبوم خاک خورده گوشه ذهنتون بیاد جلو چشماتون و حالتون خوب شه همینقدر کوچیک ، همینقدر  جادویی
هو نورسلام.دارم سعی میکنم وضع رو بهتر کنم.نمیدونم چرا اما کل رفتار های خودمو بردم زیر سوال.همه چیزو بردم زیر ذره بین .یخورده اعصابم از خودم خرد میشه.این روحیه کنال طلبی شدیدا چیز مزخرفیه.ب خودم میگم خب نمازتو بخون.کتابتم بخون فیلمتم ببین.ب کارای دیگتم برس!چرا نمیتونی تعادل برقرار کنی!؟بعد دوباره و دوباره و دوباره همه چیز بهم میریزه.دوباره میگم چرا باید نماز بخونم؟چرا باید فیلم ببینم؟چرا فلان فیلم رو نباید ببینم؟استاد پناهیان میگفت بعضی
هو نورسلام.دارم سعی میکنم وضع رو بهتر کنم.نمیدونم چرا اما کل رفتار های خودمو بردم زیر سوال.همه چیزو بردم زیر ذره بین .یخورده اعصابم از خودم خرد میشه.این روحیه کنال طلبی شدیدا چیز مزخرفیه.ب خودم میگم خب نمازتو بخون.کتابتم بخون فیلمتم ببین.ب کارای دیگتم برس!چرا نمیتونی تعادل برقرار کنی!؟بعد دوباره و دوباره و دوباره همه چیز بهم میریزه.دوباره میگم چرا باید نماز بخونم؟چرا باید فیلم ببینم؟چرا فلان فیلم رو نباید ببینم؟استاد پناهیان میگفت بعضی
هو نورسلام.دارم سعی میکنم وضع رو بهتر کنم.نمیدونم چرا اما کل رفتار های خودمو بردم زیر سوال.همه چیزو بردم زیر ذره بین .یخورده اعصابم از خودم خرد میشه.این روحیه کنال طلبی شدیدا چیز مزخرفیه.ب خودم میگم خب نمازتو بخون.کتابتم بخون فیلمتم ببین.ب کارای دیگتم برس!چرا نمیتونی تعادل برقرار کنی!؟بعد دوباره و دوباره و دوباره همه چیز بهم میریزه.دوباره میگم چرا باید نماز بخونم؟چرا باید فیلم ببینم؟چرا فلان فیلم رو نباید ببینم؟استاد پناهیان میگفت بعضی
هو نورسلام.دارم سعی میکنم وضع رو بهتر کنم.نمیدونم چرا اما کل رفتار های خودمو بردم زیر سوال.همه چیزو بردم زیر ذره بین .یخورده اعصابم از خودم خرد میشه.این روحیه کنال طلبی شدیدا چیز مزخرفیه.ب خودم میگم خب نمازتو بخون.کتابتم بخون فیلمتم ببین.ب کارای دیگتم برس!چرا نمیتونی تعادل برقرار کنی!؟بعد دوباره و دوباره و دوباره همه چیز بهم میریزه.دوباره میگم چرا باید نماز بخونم؟چرا باید فیلم ببینم؟چرا فلان فیلم رو نباید ببینم؟استاد پناهیان میگفت بعضی
هو نورسلام.دارم سعی میکنم وضع رو بهتر کنم.نمیدونم چرا اما کل رفتار های خودمو بردم زیر سوال.همه چیزو بردم زیر ذره بین .یخورده اعصابم از خودم خرد میشه.این روحیه کنال طلبی شدیدا چیز مزخرفیه.ب خودم میگم خب نمازتو بخون.کتابتم بخون فیلمتم ببین.ب کارای دیگتم برس!چرا نمیتونی تعادل برقرار کنی!؟بعد دوباره و دوباره و دوباره همه چیز بهم میریزه.دوباره میگم چرا باید نماز بخونم؟چرا باید فیلم ببینم؟چرا فلان فیلم رو نباید ببینم؟استاد پناهیان میگفت بعضی
هو نورسلام.دارم سعی میکنم وضع رو بهتر کنم.نمیدونم چرا اما کل رفتار های خودمو بردم زیر سوال.همه چیزو بردم زیر ذره بین .یخورده اعصابم از خودم خرد میشه.این روحیه کنال طلبی شدیدا چیز مزخرفیه.ب خودم میگم خب نمازتو بخون.کتابتم بخون فیلمتم ببین.ب کارای دیگتم برس!چرا نمیتونی تعادل برقرار کنی!؟بعد دوباره و دوباره و دوباره همه چیز بهم میریزه.دوباره میگم چرا باید نماز بخونم؟چرا باید فیلم ببینم؟چرا فلان فیلم رو نباید ببینم؟استاد پناهیان میگفت بعضی
وسواس فکری ” گاهی ذهنم بر روی افکاری ناخواسته و مزاحم گیر می کرد. فکرهایی که من با تمام وجود آن ها را پس می زدم و از داشتن چنین افکاری احساس شرم و دلهره داشتم. افکار سمجی که مثل یک خوره به وجودم حمله می برد و از بیان کردنش با دیگران واهمه داشتم. مثلا این فکر که امروز با چاقو به همسرم آسیب می رسانم، یا افکاری که برخلاف اعتقادات مذهبی ام بودند فکر می کردم دیوانه شده ام اما وقتی به روانشناس مراجعه کردم فهمیدم من درگیر وسواس فکری ام &rd
وسواس فکری ” گاهی ذهنم بر روی افکاری ناخواسته و مزاحم گیر می کرد. فکرهایی که من با تمام وجود آن ها را پس می زدم و از داشتن چنین افکاری احساس شرم و دلهره داشتم. افکار سمجی که مثل یک خوره به وجودم حمله می برد و از بیان کردنش با دیگران واهمه داشتم. مثلا این فکر که امروز با چاقو به همسرم آسیب می رسانم، یا افکاری که برخلاف اعتقادات مذهبی ام بودند فکر می کردم دیوانه شده ام اما وقتی به روانشناس مراجعه کردم فهمیدم من درگیر وسواس فکری ام &rd
راستش همین جوری داشتم تو اینترنت پرسه میزدم یهو دیدم از صفحه ی مربوط به مهاجرین محترم افغانی و تحصیل اونها سر در آوردمخب به فکر فرو رفتم نظرات نژاد پرستانه ی عده ای روحم رو آزردتا زمانی که ما خودمون به افغانی های عزیز حس هم نوعی نداریم و آنها رو از حقوقی که خودمون داریم محروم میکنیم نباید انتظار داشته باشیم اروپایی ها ما رو از حقوق یک انسان در کشور خودشون محروم نکنناز خودمون شروع کنیم و با تفکرات نژادپرستانمون روح دیگران رو آزار ندیم .خد
راستش همین جوری داشتم تو اینترنت پرسه میزدم یهو دیدم از صفحه ی مربوط به مهاجرین محترم افغانی و تحصیل اونها سر در آوردمخب به فکر فرو رفتم نظرات نژاد پرستانه ی عده ای روحم رو آزردتا زمانی که ما خودمون به افغانی های عزیز حس هم نوعی نداریم و آنها رو از حقوقی که خودمون داریم محروم میکنیم نباید انتظار داشته باشیم اروپایی ها ما رو از حقوق یک انسان در کشور خودشون محروم نکنناز خودمون شروع کنیم و با تفکرات نژادپرستانمون روح دیگران رو آزار ندیم .خد
بسم اللهدرگیر ی چیزایی هستم ک ناشناختست برام.توصیفشم سختهدرگیر چرایی کارهام.درگیر چرایی ادامه.درگیر چطور زیستن.چ انسان ها با وجوددهمه سختی های اطرافشون بازم ادامه میدن؟ادما زندگی میکنن ک ب کجا برسن؟افسرده نشدم ک اینارو میگم!فقط ذهنم درگیر یه هدفه برای ادامه هست.گاهی حس میکنم چقدر نمیشناسم خودمو.انگار کارام یه جور از پیش برنامه ریزی شدست.یه روزای دیگه برعکس.هرچی مینویسم انگار چیزی ننوشتم. مسئولیتم نسبت ب بقیه باعث نمیشه رفتارم تغیر
من در ۹ سالگی، ۱۶ ساله بودم معلم خصوصی برادر کلاس اولی، در غیابِ مادر شاغل .من در ۱۴ سالگی، ۵ ساله بودم، عاشق همبازی شدن با بچه‌های خردسال فامیل و همخوانی شعرهای کودکانه با آنها.من در ۱۷ سالگی، ۵۰ ساله بودم، بی‌حوصله و ناامید و غمگین. من در ۲۵ سالگی، ۴۰ ساله بودم، مادر سخت‌گیر یک دختر کوچولو که داشتم از رو کتاب بچه بزرگ میکردم‌.من در ۳۲ سالگی، ۲۰ ساله بودم، گیج و سردرگم نسبت به آینده و در تلاش برای دفن گذشته.من‌ الان ۲۵ ساله‌ام، شاد و
من در ۹ سالگی، ۱۶ ساله بودم معلم خصوصی برادر کلاس اولی، در غیابِ مادر شاغل .من در ۱۴ سالگی، ۵ ساله بودم، عاشق همبازی شدن با بچه‌های خردسال فامیل و همخوانی شعرهای کودکانه با آنها.من در ۱۷ سالگی، ۵۰ ساله بودم، بی‌حوصله و ناامید و غمگین. من در ۲۵ سالگی، ۴۰ ساله بودم، مادر سخت‌گیر یک دختر کوچولو که داشتم از رو کتاب بچه بزرگ میکردم‌.من در ۳۲ سالگی، ۲۰ ساله بودم، گیج و سردرگم نسبت به آینده و در تلاش برای دفن گذشته.من‌ الان ۲۵ ساله‌ام، شاد و
من در ۹ سالگی، ۱۶ ساله بودم معلم خصوصی برادر کلاس اولی، در غیابِ مادر شاغل .من در ۱۴ سالگی، ۵ ساله بودم، عاشق همبازی شدن با بچه‌های خردسال فامیل و همخوانی شعرهای کودکانه با آنها.من در ۱۷ سالگی، ۵۰ ساله بودم، بی‌حوصله و ناامید و غمگین. من در ۲۵ سالگی، ۴۰ ساله بودم، مادر سخت‌گیر یک دختر کوچولو که داشتم از رو کتاب بچه بزرگ میکردم‌.من در ۳۲ سالگی، ۲۰ ساله بودم، گیج و سردرگم نسبت به آینده و در تلاش برای دفن گذشته.من‌ الان ۲۵ ساله‌ام، شاد و
دنيا دنيا دنيادنيا محل عبورهدنيا جایگاه گذر و بستن توشه استدنيا جایگاه ارامش ابدی نیستدنيا جای تو نیستجای تو انجاست کنار اواو را دریاب.راز ارامش  و دل آرام بودن در دنيا فقط یه کلمه استدل نبستندل نبستن به هیچ چیز و هیچ کسشروی کسی حساب نکنی و بفهمی که تنهاییبدانی و بفهمی و هر هرروز نه هر لحظه برای خودت مرورش کنیوگرنه دلت می شکندبارها و بارهادلت می شکندو دلیل اینکه می گویند خدا در دل های شکسته استاینست که ان لحظه دلت بریده و ناامید شده ا
دنيا دنيا دنيادنيا محل عبورهدنيا جایگاه گذر و بستن توشه استدنيا جایگاه ارامش ابدی نیستدنيا جای تو نیستجای تو انجاست کنار اواو را دریاب.راز ارامش  و دل آرام بودن در دنيا فقط یه کلمه استدل نبستندل نبستن به هیچ چیز و هیچ کسشروی کسی حساب نکنی و بفهمی که تنهاییبدانی و بفهمی و هر هرروز نه هر لحظه برای خودت مرورش کنیوگرنه دلت می شکندبارها و بارهادلت می شکندو دلیل اینکه می گویند خدا در دل های شکسته استاینست که ان لحظه دلت بریده و ناامید شده ا
دنيا دنيا دنيادنيا محل عبورهدنيا جایگاه گذر و بستن توشه استدنيا جایگاه ارامش ابدی نیستدنيا جای تو نیستجای تو انجاست کنار اواو را دریاب.راز ارامش  و دل آرام بودن در دنيا فقط یه کلمه استدل نبستندل نبستن به هیچ چیز و هیچ کسشروی کسی حساب نکنی و بفهمی که تنهاییبدانی و بفهمی و هر هرروز نه هر لحظه برای خودت مرورش کنیوگرنه دلت می شکندبارها و بارهادلت می شکندو دلیل اینکه می گویند خدا در دل های شکسته استاینست که ان لحظه دلت بریده و ناامید شده ا
دنيا دنيا دنيادنيا محل عبورهدنيا جایگاه گذر و بستن توشه استدنيا جایگاه ارامش ابدی نیستدنيا جای تو نیستجای تو انجاست کنار اواو را دریاب.راز ارامش  و دل آرام بودن در دنيا فقط یه کلمه استدل نبستندل نبستن به هیچ چیز و هیچ کسشروی کسی حساب نکنی و بفهمی که تنهاییبدانی و بفهمی و هر هرروز نه هر لحظه برای خودت مرورش کنیوگرنه دلت می شکندبارها و بارهادلت می شکندو دلیل اینکه می گویند خدا در دل های شکسته استاینست که ان لحظه دلت بریده و ناامید شده ا
گاهی زندگی میخواد بهت تلاش بده توی هر شرایطی شگرگذارش خدا باشیحتی لحظه هایی که ازش کمک خواستی وهیچ کمکی ندیدی از سمتش!وقتی داره زندگیت روز به روز سخت تر و سخت تر میشه بدون بالاخره روزی میرسه که بیشتر از همیشه از ته دلت میخندی.ولی من میدونم اونقدر بزرگی که شاید کمک کردنت به من صلاح من نباشه!!امروز بعد از کلی وقت مجبور شدم برم یجایی کلاس.9 شب بود و منم تو خیابون منتظر مامانم.داشتم فکر میکردم من دو سال پیش با اتوبوس با اون گرما این مسیر و میو
گاهی زندگی میخواد بهت تلاش بده توی هر شرایطی شگرگذارش خدا باشیحتی لحظه هایی که ازش کمک خواستی وهیچ کمکی ندیدی از سمتش!وقتی داره زندگیت روز به روز سخت تر و سخت تر میشه بدون بالاخره روزی میرسه که بیشتر از همیشه از ته دلت میخندی.ولی من میدونم اونقدر بزرگی که شاید کمک کردنت به من صلاح من نباشه!!امروز بعد از کلی وقت مجبور شدم برم یجایی کلاس.9 شب بود و منم تو خیابون منتظر مامانم.داشتم فکر میکردم من دو سال پیش با اتوبوس با اون گرما این مسیر و میو
خیلی دوست داشتم به زبون بیارمش از دیشب که فهمیدم دارم میمیرم از نگفتن ولی خوب میدونم گفتنش فایده ای نداره بپرسم که چی بشه جوابش چه اره باشه چه نه، یا باورش نمیکنم یا دلیل پنهون کردنش ناراحتم میکنه از عکسی که دیده بودم تعجب کرده بودماولی فکر نمیکردم جرئت پنهون کردن همچین چیزی و داشته باشه میدونم که هیچ جوابی دلم و آروم نمیکنه میدونم چه برای شدن یا نشدنش یه عالمه دلیل عجیب غریب میاره میدونم قضیه از دلیل پنهون کردن اون به
روزی روزگاری بود . در یک دهکده ی زی و برادری به نام های آلیس و ادوارد با پدر و مادرشان زندگی می کردند.   آلیس و اردوارد دو قلو بودندیعنی هر دو توی یک روز به دنيا آمده بودند. انها فقیر بودند و از مال دنيا فقط یک گوسفند داشتند که با شیر و پشم ان در آمد داشتن و به سختی زندگی خود را میگذراندند. مادر آن ها باپشم گوسفد بافتنی می بافت و به ادوارد می داد تابه بازار ببرد وبفروشد . آلیس هر روز به بازار می رفت و شیر هارا می فروخت . روز تولد دوقلو ه
روزی روزگاری بود . در یک دهکده ی زی و برادری به نام های آلیس و ادوارد با پدر و مادرشان زندگی می کردند.   آلیس و اردوارد دو قلو بودندیعنی هر دو توی یک روز به دنيا آمده بودند. انها فقیر بودند و از مال دنيا فقط یک گوسفند داشتند که با شیر و پشم ان در آمد داشتن و به سختی زندگی خود را میگذراندند. مادر آن ها باپشم گوسفد بافتنی می بافت و به ادوارد می داد تابه بازار ببرد وبفروشد . آلیس هر روز به بازار می رفت و شیر هارا می فروخت . روز تولد دوقلو ه
روزی روزگاری بود . در یک دهکده ی زی و برادری به نام های آلیس و ادوارد با پدر و مادرشان زندگی می کردند.   آلیس و اردوارد دو قلو بودندیعنی هر دو توی یک روز به دنيا آمده بودند. انها فقیر بودند و از مال دنيا فقط یک گوسفند داشتند که با شیر و پشم ان در آمد داشتن و به سختی زندگی خود را میگذراندند. مادر آن ها باپشم گوسفد بافتنی می بافت و به ادوارد می داد تابه بازار ببرد وبفروشد . آلیس هر روز به بازار می رفت و شیر هارا می فروخت . روز تولد دوقلو ه
روزی روزگاری بود . در یک دهکده ی زی و برادری به نام های آلیس و ادوارد با پدر و مادرشان زندگی می کردند.   آلیس و اردوارد دو قلو بودندیعنی هر دو توی یک روز به دنيا آمده بودند. انها فقیر بودند و از مال دنيا فقط یک گوسفند داشتند که با شیر و پشم ان در آمد داشتن و به سختی زندگی خود را میگذراندند. مادر آن ها باپشم گوسفد بافتنی می بافت و به ادوارد می داد تابه بازار ببرد وبفروشد . آلیس هر روز به بازار می رفت و شیر هارا می فروخت . روز تولد دوقلو ه
بسم الله الرحمن الرحیم  همیشه وقتی می خواستم پیاز خرد کنم ، سعی می کردم در مقابل اشک هایم تمام قد بایستم ! نگذارم اشک هایم گونه هایم را تر کند ، همیشه وقتی پیاز خرد می کردم و کسی از کنارم رد می شد ، بهانه ی اشک هایم پیازی بود که خرد می کردم ، چشم هایم می سوخت . بینی و چشم هایم عجیب می سوخت و اذیت می شد که پیاز عجیب اشک آور است . اما امروز ، امروز هوای گریه داشتم . در مقابل اشک هایم ایستاده بودم و نمی خواستم بپذیرم هوایم هوایی ابری است . درست کردن
بسم الله الرحمن الرحیم  همیشه وقتی می خواستم پیاز خرد کنم ، سعی می کردم در مقابل اشک هایم تمام قد بایستم ! نگذارم اشک هایم گونه هایم را تر کند ، همیشه وقتی پیاز خرد می کردم و کسی از کنارم رد می شد ، بهانه ی اشک هایم پیازی بود که خرد می کردم ، چشم هایم می سوخت . بینی و چشم هایم عجیب می سوخت و اذیت می شد که پیاز عجیب اشک آور است . اما امروز ، امروز هوای گریه داشتم . در مقابل اشک هایم ایستاده بودم و نمی خواستم بپذیرم هوایم هوایی ابری است . درست کردن
بسم الله الرحمن الرحیم  همیشه وقتی می خواستم پیاز خرد کنم ، سعی می کردم در مقابل اشک هایم تمام قد بایستم ! نگذارم اشک هایم گونه هایم را تر کند ، همیشه وقتی پیاز خرد می کردم و کسی از کنارم رد می شد ، بهانه ی اشک هایم پیازی بود که خرد می کردم ، چشم هایم می سوخت . بینی و چشم هایم عجیب می سوخت و اذیت می شد که پیاز عجیب اشک آور است . اما امروز ، امروز هوای گریه داشتم . در مقابل اشک هایم ایستاده بودم و نمی خواستم بپذیرم هوایم هوایی ابری است . درست کردن
 یکی از خاطره های جذابی که میتونید داشته باشید ، درست کردن ابزارهای مختلف هست و جذابترینش جواب گرفتن از اون دستگاه هست . هممون کاردستی های بچگی درست کردیم. بیشتر زمان ها سیستم های ساده کلید و برق درست میکردیم و با کارکردنش کلی ذوق می کردیم.اما یکی از جذابترین تجربه های من در ساخت چیزی شبیه کاردستی ،ساخت یه دستگاه فوق العاده پیچیده بود! دستگاهی که در اول کار فکر کردم بسیار سادست ولی هر چقدر که پیش رفتم از سختی ها و مشقت های اون بیشتر دیدم . بل
 یکی از خاطره های جذابی که میتونید داشته باشید ، درست کردن ابزارهای مختلف هست و جذابترینش جواب گرفتن از اون دستگاه هست . هممون کاردستی های بچگی درست کردیم. بیشتر زمان ها سیستم های ساده کلید و برق درست میکردیم و با کارکردنش کلی ذوق می کردیم.اما یکی از جذابترین تجربه های من در ساخت چیزی شبیه کاردستی ،ساخت یه دستگاه فوق العاده پیچیده بود! دستگاهی که در اول کار فکر کردم بسیار سادست ولی هر چقدر که پیش رفتم از سختی ها و مشقت های اون بیشتر دیدم . بل
 یکی از خاطره های جذابی که میتونید داشته باشید ، درست کردن ابزارهای مختلف هست و جذابترینش جواب گرفتن از اون دستگاه هست . هممون کاردستی های بچگی درست کردیم. بیشتر زمان ها سیستم های ساده کلید و برق درست میکردیم و با کارکردنش کلی ذوق می کردیم.اما یکی از جذابترین تجربه های من در ساخت چیزی شبیه کاردستی ،ساخت یه دستگاه فوق العاده پیچیده بود! دستگاهی که در اول کار فکر کردم بسیار سادست ولی هر چقدر که پیش رفتم از سختی ها و مشقت های اون بیشتر دیدم . بل
 یکی از خاطره های جذابی که میتونید داشته باشید ، درست کردن ابزارهای مختلف هست و جذابترینش جواب گرفتن از اون دستگاه هست . هممون کاردستی های بچگی درست کردیم. بیشتر زمان ها سیستم های ساده کلید و برق درست میکردیم و با کارکردنش کلی ذوق می کردیم.اما یکی از جذابترین تجربه های من در ساخت چیزی شبیه کاردستی ،ساخت یه دستگاه فوق العاده پیچیده بود! دستگاهی که در اول کار فکر کردم بسیار سادست ولی هر چقدر که پیش رفتم از سختی ها و مشقت های اون بیشتر دیدم . بل
 یکی از خاطره های جذابی که میتونید داشته باشید ، درست کردن ابزارهای مختلف هست و جذابترینش جواب گرفتن از اون دستگاه هست . هممون کاردستی های بچگی درست کردیم. بیشتر زمان ها سیستم های ساده کلید و برق درست میکردیم و با کارکردنش کلی ذوق می کردیم.اما یکی از جذابترین تجربه های من در ساخت چیزی شبیه کاردستی ،ساخت یه دستگاه فوق العاده پیچیده بود! دستگاهی که در اول کار فکر کردم بسیار سادست ولی هر چقدر که پیش رفتم از سختی ها و مشقت های اون بیشتر دیدم . بل
 یکی از خاطره های جذابی که میتونید داشته باشید ، درست کردن ابزارهای مختلف هست و جذابترینش جواب گرفتن از اون دستگاه هست . هممون کاردستی های بچگی درست کردیم. بیشتر زمان ها سیستم های ساده کلید و برق درست میکردیم و با کارکردنش کلی ذوق می کردیم.اما یکی از جذابترین تجربه های من در ساخت چیزی شبیه کاردستی ،ساخت یه دستگاه فوق العاده پیچیده بود! دستگاهی که در اول کار فکر کردم بسیار سادست ولی هر چقدر که پیش رفتم از سختی ها و مشقت های اون بیشتر دیدم . بل
لبنیات شاخه‌ای بسیار متنوع از مواد غذایی است و هزاران سال است که بخشی از رژیم غذایی بشر را تشکیل می‌دهد. با‌این‌حال خوشمزه‌ترین غذای لبنی پنیر است. پنیر، با توجه به محبوبیتی که بین مردم دارد، در بسیاری از دستورهای آشپزی موجود در دنيا نقشی اساسی ایفا می‌کند و پای ثابت بسیاری از غذاهای مشهور است. در این مقاله‌ی چطور شما را با انواع پنیر، ویژگی‌ها و ارزش غذایی پنیرهای محبوب در دنيا آشنا خواهیم کرد.
لبنیات شاخه‌ای بسیار متنوع از مواد غذایی است و هزاران سال است که بخشی از رژیم غذایی بشر را تشکیل می‌دهد. با‌این‌حال خوشمزه‌ترین غذای لبنی پنیر است. پنیر، با توجه به محبوبیتی که بین مردم دارد، در بسیاری از دستورهای آشپزی موجود در دنيا نقشی اساسی ایفا می‌کند و پای ثابت بسیاری از غذاهای مشهور است. در این مقاله‌ی چطور شما را با انواع پنیر، ویژگی‌ها و ارزش غذایی پنیرهای محبوب در دنيا آشنا خواهیم کرد.
لبنیات شاخه‌ای بسیار متنوع از مواد غذایی است و هزاران سال است که بخشی از رژیم غذایی بشر را تشکیل می‌دهد. با‌این‌حال خوشمزه‌ترین غذای لبنی پنیر است. پنیر، با توجه به محبوبیتی که بین مردم دارد، در بسیاری از دستورهای آشپزی موجود در دنيا نقشی اساسی ایفا می‌کند و پای ثابت بسیاری از غذاهای مشهور است. در این مقاله‌ی چطور شما را با انواع پنیر، ویژگی‌ها و ارزش غذایی پنیرهای محبوب در دنيا آشنا خواهیم کرد.
لبنیات شاخه‌ای بسیار متنوع از مواد غذایی است و هزاران سال است که بخشی از رژیم غذایی بشر را تشکیل می‌دهد. با‌این‌حال خوشمزه‌ترین غذای لبنی پنیر است. پنیر، با توجه به محبوبیتی که بین مردم دارد، در بسیاری از دستورهای آشپزی موجود در دنيا نقشی اساسی ایفا می‌کند و پای ثابت بسیاری از غذاهای مشهور است. در این مقاله‌ی چطور شما را با انواع پنیر، ویژگی‌ها و ارزش غذایی پنیرهای محبوب در دنيا آشنا خواهیم کرد.
لبنیات شاخه‌ای بسیار متنوع از مواد غذایی است و هزاران سال است که بخشی از رژیم غذایی بشر را تشکیل می‌دهد. با‌این‌حال خوشمزه‌ترین غذای لبنی پنیر است. پنیر، با توجه به محبوبیتی که بین مردم دارد، در بسیاری از دستورهای آشپزی موجود در دنيا نقشی اساسی ایفا می‌کند و پای ثابت بسیاری از غذاهای مشهور است. در این مقاله‌ی چطور شما را با انواع پنیر، ویژگی‌ها و ارزش غذایی پنیرهای محبوب در دنيا آشنا خواهیم کرد.
لبنیات شاخه‌ای بسیار متنوع از مواد غذایی است و هزاران سال است که بخشی از رژیم غذایی بشر را تشکیل می‌دهد. با‌این‌حال خوشمزه‌ترین غذای لبنی پنیر است. پنیر، با توجه به محبوبیتی که بین مردم دارد، در بسیاری از دستورهای آشپزی موجود در دنيا نقشی اساسی ایفا می‌کند و پای ثابت بسیاری از غذاهای مشهور است. در این مقاله‌ی چطور شما را با انواع پنیر، ویژگی‌ها و ارزش غذایی پنیرهای محبوب در دنيا آشنا خواهیم کرد.
دنيا.دنيا.دنيا. بارها و بارها، این کلمه را با خودم تکرار میکردم.  هربار هم به خوبی به معنی آن فکر میکردم . قرن ها پیش دنيا ، دنيای وحشی گری بود. دنيای انسان های بی مسئولیت و بی خیال . قرن ها گذشت . دنيا ، دنيای آدم های بی حوصله و بیکار شد . دنيای بدی بود اما برای آدمیان آن نسل بسیار شگفت انگیز بود . البته اگر خودشان جزئ از آن قشر بودند . باز هم گذشت تا اینکه بالاخره رسید به این نسل . نسل ، آدم های شاد و سرزنده ، آدم های خارق العاده و متفکر ، زیب
دنيا.دنيا.دنيا. بارها و بارها، این کلمه را با خودم تکرار میکردم.  هربار هم به خوبی به معنی آن فکر میکردم . قرن ها پیش دنيا ، دنيای وحشی گری بود. دنيای انسان های بی مسئولیت و بی خیال . قرن ها گذشت . دنيا ، دنيای آدم های بی حوصله و بیکار شد . دنيای بدی بود اما برای آدمیان آن نسل بسیار شگفت انگیز بود . البته اگر خودشان جزئ از آن قشر بودند . باز هم گذشت تا اینکه بالاخره رسید به این نسل . نسل ، آدم های شاد و سرزنده ، آدم های خارق العاده و متفکر ، زیب
دنيا.دنيا.دنيا. بارها و بارها، این کلمه را با خودم تکرار میکردم.  هربار هم به خوبی به معنی آن فکر میکردم . قرن ها پیش دنيا ، دنيای وحشی گری بود. دنيای انسان های بی مسئولیت و بی خیال . قرن ها گذشت . دنيا ، دنيای آدم های بی حوصله و بیکار شد . دنيای بدی بود اما برای آدمیان آن نسل بسیار شگفت انگیز بود . البته اگر خودشان جزئ از آن قشر بودند . باز هم گذشت تا اینکه بالاخره رسید به این نسل . نسل ، آدم های شاد و سرزنده ، آدم های خارق العاده و متفکر ، زیب
دنيا.دنيا.دنيا. بارها و بارها، این کلمه را با خودم تکرار میکردم.  هربار هم به خوبی به معنی آن فکر میکردم . قرن ها پیش دنيا ، دنيای وحشی گری بود. دنيای انسان های بی مسئولیت و بی خیال . قرن ها گذشت . دنيا ، دنيای آدم های بی حوصله و بیکار شد . دنيای بدی بود اما برای آدمیان آن نسل بسیار شگفت انگیز بود . البته اگر خودشان جزئ از آن قشر بودند . باز هم گذشت تا اینکه بالاخره رسید به این نسل . نسل ، آدم های شاد و سرزنده ، آدم های خارق العاده و متفکر ، زیب
دنيا.دنيا.دنيا. بارها و بارها، این کلمه را با خودم تکرار میکردم.  هربار هم به خوبی به معنی آن فکر میکردم . قرن ها پیش دنيا ، دنيای وحشی گری بود. دنيای انسان های بی مسئولیت و بی خیال . قرن ها گذشت . دنيا ، دنيای آدم های بی حوصله و بیکار شد . دنيای بدی بود اما برای آدمیان آن نسل بسیار شگفت انگیز بود . البته اگر خودشان جزئ از آن قشر بودند . باز هم گذشت تا اینکه بالاخره رسید به این نسل . نسل ، آدم های شاد و سرزنده ، آدم های خارق العاده و متفکر ، زیب
خواص روغن آرگان چیست و بهترین مارک روغن آرگان اصل در دنيا چه مارکی است ؟ در این مقاله شما را با روغن آرگان و ۱۷ تا از فواید شگفت انگیز آن آشنا می کنیم و در انتها ۱۰ تا از بهترین روغن های آرگان اصل در دنيا که برای مو هم مفید هستند را به شما معرفی می کنیم و به شما میگوییم که برای خرید روغن آرگان باید به چه نکاتی توجه کنید.
خواص روغن آرگان چیست و بهترین مارک روغن آرگان اصل در دنيا چه مارکی است ؟ در این مقاله شما را با روغن آرگان و ۱۷ تا از فواید شگفت انگیز آن آشنا می کنیم و در انتها ۱۰ تا از بهترین روغن های آرگان اصل در دنيا که برای مو هم مفید هستند را به شما معرفی می کنیم و به شما میگوییم که برای خرید روغن آرگان باید به چه نکاتی توجه کنید.
خواص روغن آرگان چیست و بهترین مارک روغن آرگان اصل در دنيا چه مارکی است ؟ در این مقاله شما را با روغن آرگان و ۱۷ تا از فواید شگفت انگیز آن آشنا می کنیم و در انتها ۱۰ تا از بهترین روغن های آرگان اصل در دنيا که برای مو هم مفید هستند را به شما معرفی می کنیم و به شما میگوییم که برای خرید روغن آرگان باید به چه نکاتی توجه کنید.
خواص روغن آرگان چیست و بهترین مارک روغن آرگان اصل در دنيا چه مارکی است ؟ در این مقاله شما را با روغن آرگان و ۱۷ تا از فواید شگفت انگیز آن آشنا می کنیم و در انتها ۱۰ تا از بهترین روغن های آرگان اصل در دنيا که برای مو هم مفید هستند را به شما معرفی می کنیم و به شما میگوییم که برای خرید روغن آرگان باید به چه نکاتی توجه کنید.
خواص روغن آرگان چیست و بهترین مارک روغن آرگان اصل در دنيا چه مارکی است ؟ در این مقاله شما را با روغن آرگان و ۱۷ تا از فواید شگفت انگیز آن آشنا می کنیم و در انتها ۱۰ تا از بهترین روغن های آرگان اصل در دنيا که برای مو هم مفید هستند را به شما معرفی می کنیم و به شما میگوییم که برای خرید روغن آرگان باید به چه نکاتی توجه کنید.
خواص روغن آرگان چیست و بهترین مارک روغن آرگان اصل در دنيا چه مارکی است ؟ در این مقاله شما را با روغن آرگان و ۱۷ تا از فواید شگفت انگیز آن آشنا می کنیم و در انتها ۱۰ تا از بهترین روغن های آرگان اصل در دنيا که برای مو هم مفید هستند را به شما معرفی می کنیم و به شما میگوییم که برای خرید روغن آرگان باید به چه نکاتی توجه کنید.
-خانم ایزدی: سلام دختر های خوشگلم !! صبحتون
بخیر . بلند شید دست و روی ماهتون رو بشورین ،وقت صبحانه خوردنه -خانم ایزدی: الهه دختر نازنینم ، مرجان کجاست
عزیزم ؟-الهه: نمیدونم ، اما فکر کنم رفته باشه روی پشت
بام . -خانم ایزدی: مرجان، اینجایی دختر نازنینم ؟ اِ تو
اینجایی عزیزم! الهه تو غذا خوری منتظرته !!!مرجان سرش را پایین انداخت و شروع به گریه کرد.
خانم ایزدی به کنار مرجان رفت و کنارش نشست . -خانم ایزدی: چیزی شده عزیزم ؟ نبینم داری غصه
میخوری .مرجان سر
-خانم ایزدی: سلام دختر های خوشگلم !! صبحتون
بخیر . بلند شید دست و روی ماهتون رو بشورین ،وقت صبحانه خوردنه -خانم ایزدی: الهه دختر نازنینم ، مرجان کجاست
عزیزم ؟-الهه: نمیدونم ، اما فکر کنم رفته باشه روی پشت
بام . -خانم ایزدی: مرجان، اینجایی دختر نازنینم ؟ اِ تو
اینجایی عزیزم! الهه تو غذا خوری منتظرته !!!مرجان سرش را پایین انداخت و شروع به گریه کرد.
خانم ایزدی به کنار مرجان رفت و کنارش نشست . -خانم ایزدی: چیزی شده عزیزم ؟ نبینم داری غصه
میخوری .مرجان سر
-خانم ایزدی: سلام دختر های خوشگلم !! صبحتون
بخیر . بلند شید دست و روی ماهتون رو بشورین ،وقت صبحانه خوردنه -خانم ایزدی: الهه دختر نازنینم ، مرجان کجاست
عزیزم ؟-الهه: نمیدونم ، اما فکر کنم رفته باشه روی پشت
بام . -خانم ایزدی: مرجان، اینجایی دختر نازنینم ؟ اِ تو
اینجایی عزیزم! الهه تو غذا خوری منتظرته !!!مرجان سرش را پایین انداخت و شروع به گریه کرد.
خانم ایزدی به کنار مرجان رفت و کنارش نشست . -خانم ایزدی: چیزی شده عزیزم ؟ نبینم داری غصه
میخوری .مرجان سر
-خانم ایزدی: سلام دختر های خوشگلم !! صبحتون
بخیر . بلند شید دست و روی ماهتون رو بشورین ،وقت صبحانه خوردنه -خانم ایزدی: الهه دختر نازنینم ، مرجان کجاست
عزیزم ؟-الهه: نمیدونم ، اما فکر کنم رفته باشه روی پشت
بام . -خانم ایزدی: مرجان، اینجایی دختر نازنینم ؟ اِ تو
اینجایی عزیزم! الهه تو غذا خوری منتظرته !!!مرجان سرش را پایین انداخت و شروع به گریه کرد.
خانم ایزدی به کنار مرجان رفت و کنارش نشست . -خانم ایزدی: چیزی شده عزیزم ؟ نبینم داری غصه
میخوری .مرجان سر
-خانم ایزدی: سلام دختر های خوشگلم !! صبحتون
بخیر . بلند شید دست و روی ماهتون رو بشورین ،وقت صبحانه خوردنه -خانم ایزدی: الهه دختر نازنینم ، مرجان کجاست
عزیزم ؟-الهه: نمیدونم ، اما فکر کنم رفته باشه روی پشت
بام . -خانم ایزدی: مرجان، اینجایی دختر نازنینم ؟ اِ تو
اینجایی عزیزم! الهه تو غذا خوری منتظرته !!!مرجان سرش را پایین انداخت و شروع به گریه کرد.
خانم ایزدی به کنار مرجان رفت و کنارش نشست . -خانم ایزدی: چیزی شده عزیزم ؟ نبینم داری غصه
میخوری .مرجان سر
سلام ملیکم حال زرشما خوب هستین؟ نم دانم چرا امروز ظهر قبل از ساعت 2 گاز رفت بعد ما ما ماندیم و برنج دم نکیشدهو ماهب بابابزرگم و ماهی خام نپوخته خودمون حدود یک ربع بدون گاز بدودیم منم خدا خدا می کردم که گاز نیاد و همه مجبور نشیم ماهی بخوریم . اما چی کار کنم گاز بی ادب امد . نهایت نهایتش فکر می کردم ساعت 3:30 گاز بیاید اما 2:15 دقیقه آ مد . تا قبل از اینکه گاز بیاید فکر می کردم بهترین روز زندگیم هست . جالبه هم ذوق و شوتق داشتم هم دل شوره که نیاید و روزم رو
عاقا زشت نباشه من بازم از نی نی جان بنویسم؟الان یادم افتاد بگم براتوک شادان شید شما همعاقا این بچه جون ما که جونم به جونش بنده تا عقلش رسید کرونا اومدسو این نی نی جان بسیار کم با ادما معاشرت نومودهبعد جالبهدو روز پیش داشتیم حاضر میشدیم ببریمش با ماشین یه دوری بزنه حاضرش کرده بودیم من نمیدونم چرا و از کجا و چی شد که گفتم بریم مهمونی اصن راجع به اون لحظه نبودامثلا داشتم میگفتم کاش این کرونا تموم میشد میشد بریم به فلانی اینا یه سر بزنیماین نی
عاقا زشت نباشه من بازم از نی نی جان بنویسم؟الان یادم افتاد بگم براتوک شادان شید شما همعاقا این بچه جون ما که جونم به جونش بنده تا عقلش رسید کرونا اومدسو این نی نی جان بسیار کم با ادما معاشرت نومودهبعد جالبهدو روز پیش داشتیم حاضر میشدیم ببریمش با ماشین یه دوری بزنه حاضرش کرده بودیم من نمیدونم چرا و از کجا و چی شد که گفتم بریم مهمونی اصن راجع به اون لحظه نبودامثلا داشتم میگفتم کاش این کرونا تموم میشد میشد بریم به فلانی اینا یه سر بزنیماین نی
عاقا زشت نباشه من بازم از نی نی جان بنویسم؟الان یادم افتاد بگم براتوک شادان شید شما همعاقا این بچه جون ما که جونم به جونش بنده تا عقلش رسید کرونا اومدسو این نی نی جان بسیار کم با ادما معاشرت نومودهبعد جالبهدو روز پیش داشتیم حاضر میشدیم ببریمش با ماشین یه دوری بزنه حاضرش کرده بودیم من نمیدونم چرا و از کجا و چی شد که گفتم بریم مهمونی اصن راجع به اون لحظه نبودامثلا داشتم میگفتم کاش این کرونا تموم میشد میشد بریم به فلانی اینا یه سر بزنیماین نی
عاقا زشت نباشه من بازم از نی نی جان بنویسم؟الان یادم افتاد بگم براتوک شادان شید شما همعاقا این بچه جون ما که جونم به جونش بنده تا عقلش رسید کرونا اومدسو این نی نی جان بسیار کم با ادما معاشرت نومودهبعد جالبهدو روز پیش داشتیم حاضر میشدیم ببریمش با ماشین یه دوری بزنه حاضرش کرده بودیم من نمیدونم چرا و از کجا و چی شد که گفتم بریم مهمونی اصن راجع به اون لحظه نبودامثلا داشتم میگفتم کاش این کرونا تموم میشد میشد بریم به فلانی اینا یه سر بزنیماین نی
عاقا زشت نباشه من بازم از نی نی جان بنویسم؟الان یادم افتاد بگم براتوک شادان شید شما همعاقا این بچه جون ما که جونم به جونش بنده تا عقلش رسید کرونا اومدسو این نی نی جان بسیار کم با ادما معاشرت نومودهبعد جالبهدو روز پیش داشتیم حاضر میشدیم ببریمش با ماشین یه دوری بزنه حاضرش کرده بودیم من نمیدونم چرا و از کجا و چی شد که گفتم بریم مهمونی اصن راجع به اون لحظه نبودامثلا داشتم میگفتم کاش این کرونا تموم میشد میشد بریم به فلانی اینا یه سر بزنیماین نی
یکی از مهمترین قسمت هایی که در ساخت دستگاه جوجه کشی باید به اون توجه کنید تنظیم دما و رطوبت دستگاه هستش. من در اولین دستگاهی که ساختم کمتر به این موضوع اهمیت دادم و به یه دماسنج جیوه ای و رطوبت سنج ارزان بسنده کردم. غافل از اینکه درصد خطای این ابزارها بسیار زیاده و برای جوجه کشی اصلا نمیشه به این نوع دماسنج ها اطمینان کرد.در ابتدا خواستم که یک برد جوجه کشی اماده خرید کنم ولی برای اینکار دستگاهم نیاز به طراحی حرفه ای داشت. بنابراین رفتم سراغ تر
یکی از مهمترین قسمت هایی که در ساخت دستگاه جوجه کشی باید به اون توجه کنید تنظیم دما و رطوبت دستگاه هستش. من در اولین دستگاهی که ساختم کمتر به این موضوع اهمیت دادم و به یه دماسنج جیوه ای و رطوبت سنج ارزان بسنده کردم. غافل از اینکه درصد خطای این ابزارها بسیار زیاده و برای جوجه کشی اصلا نمیشه به این نوع دماسنج ها اطمینان کرد.در ابتدا خواستم که یک برد جوجه کشی اماده خرید کنم ولی برای اینکار دستگاهم نیاز به طراحی حرفه ای داشت. بنابراین رفتم سراغ تر
یکی از مهمترین قسمت هایی که در ساخت دستگاه جوجه کشی باید به اون توجه کنید تنظیم دما و رطوبت دستگاه هستش. من در اولین دستگاهی که ساختم کمتر به این موضوع اهمیت دادم و به یه دماسنج جیوه ای و رطوبت سنج ارزان بسنده کردم. غافل از اینکه درصد خطای این ابزارها بسیار زیاده و برای جوجه کشی اصلا نمیشه به این نوع دماسنج ها اطمینان کرد.در ابتدا خواستم که یک برد جوجه کشی اماده خرید کنم ولی برای اینکار دستگاهم نیاز به طراحی حرفه ای داشت. بنابراین رفتم سراغ تر
یکی از مهمترین قسمت هایی که در ساخت دستگاه جوجه کشی باید به اون توجه کنید تنظیم دما و رطوبت دستگاه هستش. من در اولین دستگاهی که ساختم کمتر به این موضوع اهمیت دادم و به یه دماسنج جیوه ای و رطوبت سنج ارزان بسنده کردم. غافل از اینکه درصد خطای این ابزارها بسیار زیاده و برای جوجه کشی اصلا نمیشه به این نوع دماسنج ها اطمینان کرد.در ابتدا خواستم که یک برد جوجه کشی اماده خرید کنم ولی برای اینکار دستگاهم نیاز به طراحی حرفه ای داشت. بنابراین رفتم سراغ تر
یکی از مهمترین قسمت هایی که در ساخت دستگاه جوجه کشی باید به اون توجه کنید تنظیم دما و رطوبت دستگاه هستش. من در اولین دستگاهی که ساختم کمتر به این موضوع اهمیت دادم و به یه دماسنج جیوه ای و رطوبت سنج ارزان بسنده کردم. غافل از اینکه درصد خطای این ابزارها بسیار زیاده و برای جوجه کشی اصلا نمیشه به این نوع دماسنج ها اطمینان کرد.در ابتدا خواستم که یک برد جوجه کشی اماده خرید کنم ولی برای اینکار دستگاهم نیاز به طراحی حرفه ای داشت. بنابراین رفتم سراغ تر
یکی از مهمترین قسمت هایی که در ساخت دستگاه جوجه کشی باید به اون توجه کنید تنظیم دما و رطوبت دستگاه هستش. من در اولین دستگاهی که ساختم کمتر به این موضوع اهمیت دادم و به یه دماسنج جیوه ای و رطوبت سنج ارزان بسنده کردم. غافل از اینکه درصد خطای این ابزارها بسیار زیاده و برای جوجه کشی اصلا نمیشه به این نوع دماسنج ها اطمینان کرد.در ابتدا خواستم که یک برد جوجه کشی اماده خرید کنم ولی برای اینکار دستگاهم نیاز به طراحی حرفه ای داشت. بنابراین رفتم سراغ تر
 یه توضیح ریزی بدم چرا نبودم این چن روزاحساس میکنم که پست هام پر از نی نی جانهبا خودم فک میکردممن یه دختر و خواهر و همسر و دوست و مامان هستم ولی فقط از مامان بودنم مینویسم یا نه حتی از مامان بودنم هم کمتر مینویسمبیشتر از نی نی جونم مینویسمنمیدونم ذهنم در گیر بود که به این روال ادامه دادن درسته آیا؟خوب یه علت که از نی نی مینویسم اینه که شیرینی های این روزهاش ثبت بشه و اگه یه روز برگشتم به این روزا یاد شادیا و لذت ها و قشنگیاش باشم سختیاش دود ب
 یه توضیح ریزی بدم چرا نبودم این چن روزاحساس میکنم که پست هام پر از نی نی جانهبا خودم فک میکردممن یه دختر و خواهر و همسر و دوست و مامان هستم ولی فقط از مامان بودنم مینویسم یا نه حتی از مامان بودنم هم کمتر مینویسمبیشتر از نی نی جونم مینویسمنمیدونم ذهنم در گیر بود که به این روال ادامه دادن درسته آیا؟خوب یه علت که از نی نی مینویسم اینه که شیرینی های این روزهاش ثبت بشه و اگه یه روز برگشتم به این روزا یاد شادیا و لذت ها و قشنگیاش باشم سختیاش دود ب
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

امنیت هوشمند پارس خبر شرکت هرون ساخت انواع کباب پزهای تابشی اتوماتیک شیدپخت انجمن شعر و ادب میخانه وبلاگ شخصي امير پورکيان جوان ايراني بازسازی ساختمان مسکونی و تجاری مجله صنعت 7 فروش انواع فلش و کارت حافظه